28 May 2008

اتاق تمرين

اتاق تمرين براي خيلي ها شبيه قفس مي مونه،‌ولي براي من فضاي دنجيه جدا از زمان و مكان. جايي كه دور از هياهوي ديگران مي توانم ساعتها تنها باشم با سازم و پرنده ها. زنگ تفريحي ست براي زندگي جمعي.

26 May 2008

دوشنبه ها

هر دوشنبه ظهر توي دانشكده بچه ها اجرا دارن. يك روز فلوت‏ ‏‎، يك روز گيتار، امروز هرن و ترمپت اجرا داشتند. اين فعاليتها خيلي خوبه. آدم احساس بودن مي كنه. اونم توي اين خفقان.

10 May 2008

گنده گو...ي(علاقه مندان به موسيقي بخونن)ر


اين رو بخونين و ديگه ساز نزنيد لطفا
آدرس متن زير رو يكي از دوستان برام فرستاد. دقيقا اتفاق مشابهي براي دانشگاه ما هم افتاد. به مدت يك ساعت مطلب زير با عنوان بالا روي برد دانشكده موسيقي زده شد و بعد ناپديد شد. حالا از اين كه متن رو پيدا كردم خوشحالم. با دقت بخونين شايد شما هم توبه كردين!!!!!!!!!!!
اساتید معارف ومشاوره دانشجویی(8)آثاردنیوی موسیقی*
شماره صفحه در مجله: 30
پدیدآورنده:،
خلاصه:
کلمات کلیدی:
،
یکی از عواملی که باعث اختلال اعصاب سمپاتیک و پارا سمپاتیک می باشد موسیقی است. به دلیل اینکه موسیقی دارای زیروبم های عجیب وغریب وارتعاشات متنوّع وگوناگون است، موجب می گردد تعادل حاصل بین اعضای سمپاتیک و پارا سمپاتیک از بین برود؛ در نتیجه اصول زندگی حیوانی یعنی جذب، هضم ، ترشحات ، ضربان قلب و فشار خون را مختل نموده و انسان را در پرتگاه نیستی قرار می دهد. اکنون به برخی از عواقب آن مختصراً اشاره می نماییم.
1- بیماری مانی (نوعی جنون)
آهنگهای شورانگیز، مهیج و افراطی می تواند اعصاب را به قدری تحریک کند و نظام آ نها را مختل نماید که انسان را دچار اغتشاشات و آشفتگی های روانی نماید، در نتیجه فعالیتهای بی موقع، خوشیهای ناگهانی، خنده های بی جا، پرگویی، ادای سخنان مسخره و هذیان آمیز و عصبانیت از آدمی سر می زند و در اثر ادامه این حالت ممکن است شخص به مرض مانی مبتلا گردد.
2- پارانویا (خالی بافی)
بیماری دیگری که ممکن است بر استماع موسیقی مترتب باشد: پارانویا می باشد. شخص مبتلا به این بیماری ادعاهای بی مورد وخالی از حقیقت وپوچ وبی فائده می نماید وخود را از هر حیث و ازهر لحاظ برتر وبلندمرتبه تر از دیگران می داند.
3-سیکلوتمی(تضاد روحی)
اگر شنونده ای ازآهنگهای شورانگیز وغم انگیز پشت سر هم استفاده کند ممکن است به مرض سیکلوتمی مبتلا شود. زیرا در اثر این عمل بر اعصاب سمپاتیک فشار وارد می شود و اعصاب پارا سمپاتیک ناراحت می گردند در نتیجه یک نوع انقلاب و رو لوسیون عصبی پدید می اید . چون اعصاب و روان در برابر دو کشمکش و مبارزه و دو حالت متضاد قرار گرفته، در نتیجه در فرد دو حالت متضاد روحی پدید می اید و آثار خود را ظاهر می سازد، لذا گاهی می خندد وناگهان در حین خنده به گریه می افتد و باز بعد از مدتی حالت طرب و نشاط پیدا می کند و به شدت می خندد و طولی نمی کشد که متأثر و گریان می گردد.
4ـضعف اعصاب:
انسان هنگامیکه به استماع موسیقی مشغول است به تدریج ارتعاشات و زیر و بم های آن مانند خوره، نظام اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک را می خورد و به فساد می کشاند. البته باید یاد آور شد که از میان رفتن تعادل و توازن در بدن منوط به مختل شدن تعادل و توازن دو سیستم اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک است که همین عدم تعادل بین اعصاب منجر به پدید آمدن ضعف اعصاب
می شود که خود منشاءبیماریها و امراض مهلک دیگر است.
5ـ اختلالات دماغی:
موسیقی با مسلط شدن بر اعصاب آدمی، حمله به مرکز را شروع و بعد از کمی نبرد فاتح
می گردد و فرمانروائی بدن را به دست
می گیرد. آن وقت موسیقی اراده انسان را سلب می کند؛در نتیجه بی اختیار می رقصد با میز و صندلی ضرب می گیرد، شانه تکان می دهد، می خندد و می گرید و پس از مدتی که موسیقی بر ستاد فرماندهی کل یعنی مغز و سلسله اعصاب سلطه پیدا کرد، دیگر تشکیلات و دستگاه های بدن دستخوش تحول و اغتشاش و آشفتگی می گردند؛ خرد و اندیشه از انسان گرفته می شود و به تدریج نیروی دراکه ضعیف شده اختلالات دماغی، آشفتگیهای روحی و فکری و نگرانیهای روانی پدید می اید و بالاخره روزی می رسد که نیروی خرد و اندیشه به کلی فلج و آثار جنون و دیوانگی هویدا می گردد.
6ـ کوتاهی عمر:
امام صادق (ع) فرمود: موسیقی برکت را از (مال، سلامتی وعمر) اهل خانه می برد.[1]
اگر عمر طبیعی انسان را 120 سال فرض کنیم این در صورتی است که بشر در محیطی آرام باشد و تمام وسایل راحتی و آسایش برای او فراهم باشد و اعصاب او در معرض تحریکات سوء خارجی نباشد و بهداشت او دقیقاًتحت مراقبت و محافظت باشد. امّا اگر اعصاب و روان انسان در معرض تحریکات و هیجانات ناشی از موسیقی باشد،یقیناّعمر طبیعی خود را نخواهد نمود. از اینجا در می یابیم که اکثر موسیقی دانان، آهنگسازان ونوازندگان چرا به 120 سالگی نرسیده اند و حتی از نصف عمر طبیعی (60سالگی ) هم محروم ماندند. برای روشن شدن این مطلب آمار طول عمر صاحبان این مشاغل، گواه خوبی بر این مدعا می باشد.[2]
7ـ تأثیرات قلبی:
موسیقی با ارتعاشات و زیروبم های عجیب و غریب در اعصاب قلب تأثیر خطرناکی
می گذارد. به این ترتیب که قلب از حالت عادی خارج می شود و چه بسا ممکن است بیماریهایی تولید کند که یک عمر انسان در بدبختی و فلاکت بماند و در آرزوی داشتن یک زندگی مرفه،آسایش روحی،آسایش خاطر و صحت بدن بسوزد.
8-انتحار و خودکشی:
در پدید آمدن اختلالات روانی عواملی دخالت دارد، که یکی از این عوامل موسیقی است و به یقین می توانیم ادعا کنیم که این مکّار
بی رحم بر سایر عوامل برتری و رجحان دارد. روی این اصل اغلب موسیقی دانان سرانجام به وسیلۀ خود کشی که در حقیقت قیام علیه انسانیت است به زندگی خود خاتمه داده اند و به نظر خود، از غم و رنج و عذاب و مشکلات زندگی خلاص شده اند. شومان یکی از موسیقی دانان مشهور می باشد که با انداختن خود به رودخانه راین خودکشی کرد، این یکی از مدارک مهم و زندۀ ماست.
9- بیماری فشار خون:
در بررسی علل و عوامل فشار خون به این نتیجه رسیده اند که بزرگترین عامل ایجاد کننده بیماری فشار خون تحریکات عصبی و ضربه ها می باشد. موسیقی یکی از عوامل ایجاد کننده تحریکات و ضربه های عصبی است.
10- موسیقی و فحشا :
حضرت رسول (ص) فرمود: گوش دادن به موسیقی مقدمّه فساد و فحشاء است(زیرا غیرت را می برد)[3] موسیقی از جمله عواملی است که در پیشبرد فحشا و توسعه و شیوع آن سهم و نقش دارد. این مار خوش خط و خال با ازدیاد نیروی هوسرانی وشهوترانی و مختل نمودن افکار و روان و سلب حیا و شرافت و تقویت غریزۀجنسی فاجعه ای غیر قابل جبران پدید می آورد؛ در نتیجه بازار فساد و فحشا و آمیزشهای نا مشروع پر مشتری می گردد؛ و امراض جنسی از قبیل سفلیس ، سوزاک، شانکر و استمنا پدید می ایند.
11- تضعیف و تضییع حس شنوایی:
امام صادق(ع) فرمود: کسیکه نعمت (گوش، دست، پا، چشم و قدرت) خدا را در راه موسیقی و مانند آن به کار برد کفران نعمت کرده است.[4]
گوش، اندام شنوایی و وسیله مشخص نمودن صداها و یک عضو کم استقامت و کم مقاومت و حساس و ظریف می باشد.
وقتیکه ارتعاشات اصوات و صداهای مختلف، متوالیاً اعضاء گوش داخلی را خسته نمود؛ و در اثر ارتعاشات صوتی که متعاقباً از گوش خارجی به پرده صماخ و به وسیله گوش وسطی به گوش درونی می رسد، مایع موجود در این قسمت که به سلولهای شنوایی مرتبط است مرتعش و دنباله پی های شنونده را که در این مایع غوطه ورند متأثر می سازد. لذا وقتیکه ارتعاشات زیاد و متوالی شد نیروی گوش داخلی کم کم ضعیف و در اثر خستگی به تدریج حس شنوایی رو به نقصان می گذارد.
12- تضعیف و تضییع حس بینائی:
هر گاه تحریکات خارجی از قبیل موسیقی، تعادل و توازن سیستم اعصاب را بر هم زد موجب فرسودگی و ناتوانی اعصاب می گردد و در نتیجه اثرات سوء و زیان بخش و خطرناکی هویدا می شود مخصوصاً چشم که در بینائی آن اعصاب مذکور مدخلیت تام و تمامی دارند در معرض آثار خانمانسوز قرار می گیرد و کوری و محرومیت از نعمت بینایی گریبان انسان را می گیرد.
13- هیجان:
روانشناسان معتقدند که امراضی از قبیل
زخم معده، کمبود ویتامین، رماتیسم، بیماریهای اعصاب و روان، بیماری قند در مواردی و بعضی امراض مهلک دیگر، از هیجان و التهاب سر چشمه می گیرند. علاوه بر این هیجان اثراتی چون بی بند و باری، دنائت و مشکلات اخلاقی و اجتماعی دیگری را به دنبال خواهد داشت. اما سخن در این است که عامل اصلی هیجان چیست؟
روانشناسان متفق القولند که موسیقی یکی از عوامل اصلی هیجان می باشد و برای آن شواهدی ذکر می کنند. شدت تأثیر آن در ایجاد هیجان به قدری است که حتی حیوانات هم از بعضی موسیقی ها هیجان زده می شوند.
14- سلب اراده و شکست شخصیت:
بسیار دیده شده است که مستمعین موسیقی همراه با نواهای موسیقی بی اراده و بدون اختیار به حرکت در می ایند و با تکان دادن دست و پا و اندام رقص خفیفی را که اراده انسان در آن مدخلیت ندارد انجام می دهند و خود را به طور همه جانبه در اختیار نغمه های شوم و خانمانسوز موسیقی می گذارند و موجب شکست شخصیت خود می گردند! چه شکستی بالاتر از این که انسان اختیار خود را به دست نوازنده بدهد؟
15- سلب غیرت:
امام صادق(ع) فرمود: اگر در منزل فردی چهل روز نوای موسیقی پخش شود شیطانی به نام قضدر وارد آن منزل و مکان می گردد و چنان در آنجا قدرت مداری می کند، مانند صاحب خانه، و این قدرت مداری او چنان می باشد که غیرت و حفظ ناموس را از او بر میدارد چنانکه اگر به ناموس وی هم تجاوز شود در نزد او اهمیتی نخواهد داشت.[5]
موسیقی حس ناموس دوستی و غیرت را در انسان ریشه کن می گرداند، زیرا چنان تصرفاتی در عقل و اخلاق انسان می نماید که انسان لحظه ای عیش و رقصیدن را بر حفظ ناموس ترجیح می دهد.
16- موسیقی عامل جنایت:
از اثرات شوم موسیقی پاره کردن تار و پود عصبی انسان و زود ناراحت و عصبانی شدن و در پی آن اقدام به زدن و کشتن است.
این آثار شوم دنیوی موسیقی که بیان شد انسان را به یاد حدیث گهر بار حضرت امیر (ع) می اندازد که بعد از موعظه و نهی نوازنده و دستور به شکستن وسیله نوازندگی و امر به توبه از آن سؤال کرد: ایا می دانی که موقع نواختن، ساز، چه معنایی را می رساند؟ عرض کرد: نه نمی دانم. حضرت فرمود: آنگاه که ساز نواخته می شود زبان حال او چنین است به زودی پشیمان می شوی، ای صاحب من! به زودی وارد جهنم خواهی شد، ای نوازندة من![6]
خلاصه آثار اخروی:
آثار اخروی که بر نگهداری ابزار موسیقی یا شنیدن و نواختن آن و بر غنا بار می شود عبارتند از: 1. مورد غضب الهی واقع می شود. 2. اگر بمیرد فاجر یا فاسق مرده. 3. رو سیاه محشور می شود. 4. در حالی از قبر بیرون
می اید که کور و کر و لال می باشد. 5. در آخرت جایگاه بدی برای او خواهد بود. 6. در دست او وسیله ای از آتش دیده می شود.
7. بالای سر او هفتاد هزار ملک با تازیانه بر سر و صورت او می زنند. 8. بزودی وارد جهنم خواهد شد.
پی نوشت ها
*. گرفته شده از جزوه شماره 4 مسائل روانشناسی دینی، مرکز مشاوره حوزه علمیه قم، روح روان و موسیقی.
[1]. وسائل، ج12، ص235 و مستدرک، ج2، ص458.
[2]. هنر چیست و هنرمند کیست.
[3]. جامع الاخبار، ص180.
[4]. وسائل، ج12، ص233. کافی، ج6، ص432.
[5]. وسائل، ج12، ص231. کافی، ج6، ص433.
[6]. سفینة البحار، ج2، ص519. مستدرک، ج2، ص275.